مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

136

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

از بزرگان متكلمان معتزلى ، دوستى نزديك و مباحثه برقرار بوده است ، شايد بتوان ابو زيد را داراى تمايلاتى اعتزالى دانست . تبحر وى در علم كلام و عمق نوشته‌هايش چندان بوده است كه گفته‌اند : متكلمان بزرگ عالم اسلام ، سه نفرند : جاحظ بصرى ، على بن عبيدهء لطفى و ابو زيد بلخى . در ميان اين سه تن آنكه در آثارش لفظ بر معنى غالب است ، جاحظ آنكه معنى بر لفظش مىچربد ، على بن عبيده و آنكه الفاظ و معانى در آثار او يكسان است ، ابو زيد بلخى است . 4 . ابو زيد به فلسفهء فيثاغورى جديد توجه داشت و اين تمايل شايد در اثر شاگردى او نزد كندى باشد ، چرا كه در افكار كندى نيز چنين گرايشى ديده مىشود . 5 . هانرى كربن در كتاب تاريخ فلسفهء اسلامى ، بىآنكه به مأخذى استناد كند ، مىنويسد : ابو زيد معتقد بوده است كه نامهاى خداوند كه در قرآن آمده ، از سريانى اقتباس شده است . 6 . فخر الدّين رازى در كتاب شرح اسماء اللّه الحسنى ( يا لوامع البينات ) مىنويسد : ابو زيد حديث « ان للّه تسعة و تسعين اسما ! ، من احصاها دخل الجنّة » را مطعون مىدانست . 7 . ابو زيد دربارهء تفسير قرآن معتقد بود كه بايد به ظاهر آيات اكتفا كرد و از تأويلات بعيد به روش اسماعيليان اجتناب نمود . در اين مورد كتابهاى نظم القرآن و البحث فى التأويلات را نوشته بوده است ، 8 . وى دربارهء كيميا و حقيقت آن عقيده داشت كه « كيما محال است و اساسى ندارد و حكمت حق تعالى درستى آن را اثبات نمىكند و نيز براى عامهء مردم تباهىآور است » « 1 » احمد فاريابى روايت مرسل را تحت عنوان قيل و روى آورده است . ابو بكر محمّد بن احمد بن محمّد بن عبد اللّه بن اسماعيل معروف به ابن آبى الثلج بغدادى از شاگردان فاريابى بوده است . او كتاب تواريخ و اعمار الأئمة استادش را مطالعه كرده بوده و لذا بسيارى از مطالب كتاب خود را از آن نقل كرده است . شيخ آقا بزرگ تهرانى مىگويد : از منابع و مآخذ برمىآيد كه احمد بن محمّد فاريابى و پدر و برادرش از محدثان شيعه بشمار مىروند ؛ ولى من در كتب رجال شرح حال او

--> ( 1 ) - دائرةالمعارف بزرگ اسلامى ، ج 5 ، ص 502 - 505 مقالهء صمد موحد ، با حذف منابع .